درباره

موضوعات
نویسندگان
دوستان
صفحات مجزا
آمار سایت
  • بازدید امروز : 3
  • بازدید این ماه : 37
  • بازدید امسال : 486
  • کل بازدیدها : 486
  • تعداد پست های ارسالی : 18
  • تعداد افراد آنلاین : 1

تبلیغات
مطالب محبوب
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نظرسنجی
سوال : به نظر شما کدام شرکت بازی از بقیه بهت است(لطفا جواب بدهید)؟
  • Rocstar Games(GTA)
  • Ubisoft(assassins)
  • activition(call of duty)
  • 2k GAMES(MAFIA2)

ورود کاربران
تبلیغات متنی
تاریخ : 21:53:11 - 1390/11/10 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 8
موضوع : سوالات هوش,

روزی یکنفر خواست برای عیادت دوستش به بیمارستان برود.ماموران بیمارستان گفتند باید یک معما را جواب دهد بعد می تواند وارد بیمارستان شود.گفتند بیمارستان ۷ در دارد که در کنار هر در یک نگهبان ایستاده او باید تعدادی سیب را بهمراه خود ببرد و به هر نگهبان که میرسد نصف سیبها را به او بدهد طوری این تعداد را باید انتخاب کند که در آخر یک سیب برای نگهبان آخر بماند .تعداد سیبها باید چند تا باشد؟



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 21:45:24 - 1390/11/10 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 13
موضوع : سوالات هوش,

ریل قطاری دور تا دور کره زمین است. این قطار با سرعتی معادل

299999999متر بر ثانیه (یک متر مانده به سرعت نور) حرکت می کند.اگر

 کسی در این قطار با سرعت 1متر بر ثانیه حرکت کند.آیا می تواند به

 سرعت نور برسد و در زمان حرکت کند؟

راهنمایی:سرعت قطار سرعت اشخاص هم هست یعنی کسانی که

درون قطار هستند با سرعت 299999999 در حال حرکت هستند.



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 21:41:52 - 1390/11/10 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 8
موضوع : سوالات هوش,

روزی در مدرسه کیف معلمی را دزدیدند . براساس شواهد

بدست آمده ، پنج نفر به نام های A ، B، C، D، و E متهم می

شوند . این پنج نفر چنین می گویند :

 A: من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت دزدی نکرده ام. کار D بود .

B: من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من

 خودم کیف دارم . E میداند دزد کیست.

C : من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی E را

نمی شناختم . کار D بود .

D : من این کار را نکردم . کار E بود . A دروغ می گوید که من

کیف را دزدیده ام .

E : من کیفی را برنداشتم . B کیف را برداشت . C حرفظظظ

من را تایید می کند ، چون سالهاست مرا می شناسد.

بعدا اولیای مدرسه با تطمیع توانستند از این پنج نفر اعتراف

بگیرند که هر یک از آنها دو جمله راست و یک جمله دروغ گفته

است . چه کسی کیف را دزدیده است ؟



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 22:56:09 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 6
موضوع : اخبار بازی (news),

  • Bethesda Game Studios
  • سازنده: Bethesda Softworks
  • سبک: Action Role-Playing
  • پلتفورم: PS3 | X360 | PC
  • تاریخ انتشار: November 11, 2011


افسانه ها یکی از اصلی ترین بخش های تخیلات انسان هاست که صرفاً برای سرگرمی به نمایش گذاشته می شوند. از گذشته تا به امروز افسانه های زیادی با موضوعات مختلف در قالب شعر و یا فیلم و بازی های ویدیویی بوجود آمده اند که هرکدام از آن ها داستان های خاصی را با خود به همراه دارند؛ برای مثال یونانیان باستان علاقه زیادی به خدایان دارند، یا ساکنان آسیای شرقی که بسیار به مارهایی غول پیکر از جنس اژدها علاقه مندند. استدیوی Bethesda Games با ساخت سری بازی های The Elder Scrolls، افسانه را به معنای جدید ارائه کرد. این استدیو با ترکیب چند افسانه توانست طرفداران زیادی را جذب خود کند. TESV: Skyrim جدید ترین عنوان این استدیوست که با بهره برداری از دو افسانه قدیمی یعنی اژدها و خدایان، توانسته گرد و خاکی برپا کند. سری TES را می توان موفق ترین عنوان این شرکت بازیسازی قلمداد کرد.


ناجی از جنس اژدها


Skyrim
نام سرزمینیست خیالی که داستان بازی در آنجا اتفاق می افتد. خیلی ها بر این عقیده اند که این نسخه ادامه ای مستقیمیست بر نسخه Oblivion، ولی این حرف درست نیست زیرا تمامی اتفاقات Skyrim جدای از نسخه قبلی رخ می دهند. داستان بازی از جایی شروع می شود که سوار بر درشکه به عنوان یک زندانی برای محاکمه شدن به صحنه محاکمه انتقال داده می شوید، بی شک در این میان تنها نیستید و عده ای زندانی دیگر نیز با شما می باشند که هر کدام از موضوعی صحبت می کنند؛ برای مثال یکی از زندانی ها می گوید: "جرم ما چیست؟ چرا به اینجا آمده ایم؟ آیا قرار است ما را بکشند؟ من از مرگ می ترسم و علاقه ای به مردن ندارم." و صحبت های دیگر تا زمانی که به مکان مورد نظر می رسید.
جز شما و هم سفرانتان اشخاص دیگری نیز برای محاکمه شدن در Helgen (سرزمینی که شما برای محاکمه شدن به آن جا منتقل شده اید) حضور دارند. قبل از وارد شدن به صف انتظار مرگ، همانند سایر نسخه های TES نژاد خود را مشخص می کنید و پس از آن وارد صف می شوید. تبر جلاد انتظار ریختن خون شما را می کشد. درست در هنگامی که می خواهید تیزی تیغه های تبر جلاد را حس کنید، اژدهایی به Helgen حمله می کند و مانع از کشته شدن شما می شود. در اینجا با یکی از زندانیان به مکانی به نام Riverwood فرار می کنید و در آنجا با خواهر زندانی آشنا شده و در می یابید که آن ها نیز اژدهایان را رویت کرده اند و پدران آن ها نیز سخنانی از اژدهاهای ساکن در Skyrim و محیط های اطرافش برایشان گفته است. این موجودات سال ها پیش در Skyrim می زیستند ولی به دلایلی نسل آن ها منقرض شد، اما مثل اینکه باز برگشته اند، گویی دنبال چیزی خاص هستند یا موضوعی آن ها را آزار می دهد.
بله چیزی در شما نهفته است که اژدهایان را آزرده کرده است، با ملاقات کردن رئیس قبیله و تعریف کردن دیده هایتان، وی شما را با چندی از مامورانش به یک ماموریت می فرستد. طی این ماموریت یک اژدها به یکی از برجک های دیده بانی حمله ور شده است. با کشتن اژدها روحش وارد جسم شما می شود و نگاه همگان را جلب می کند. یکی از سربازان به سخن می آید و از شما به عنوان یک Dragonborn یا همان اژدها زاده یاد می کند. در آن زمان به کسی اژدها زاده می گفتند که خاصیت اژدهایان را داشته باشد و بتواند همانند آن ها نعره بزند که در این جا با زدن یک نعره به این امر پی می برید.


با برگشتن به پیش رئیس قبیله، وی شما را یک ناجی و کلید این مشکلات می نامد و از شما طلب یاری می کند تا اژدهایان را از بین ببرید ولی این تنها اول راه پر تلاطم و پر خطر اژدها زاده ماست و وی موظف است با آموزش ها و فنونی که در آینده یاد می گیرد وارد جنگ با اژدهایان شود و سرنوشت Skyrim را با دستان خود رقم بزند.
داستان Skyrim یک نقطه عطف برای این نسخه به حساب می آید و با ارائه یک روایت پر فراز نشیب، مخاطب را ساعت ها درگیر خود می کند که چه آینده ای در انتظار Skyrim است؟ گذشته Skyrim چه بوده و همین امر سبب می شود تا برای پاسخ به سوالات خود داستان بازی را دنبال کنید و خود را در عمق Skyrim قرار بدهید.

دنیای
Skyrim
تا به حال با خودتان فکر کرده اید که گیم پلی عناوین نقش آفرینی باید چه خصوصیاتی داشته باشند؟ مهم ترین بخش در این سبک از بازی گیم پلی است چراکه پایه و اساس داستان بازی را تشکیل می دهد و هر عمل یا عکس العمل شما، بر خط داستانی و پیش روی آن تاثیر می گذارد و باعث می شود این خط داستانی را سریعتر یا کندتر پیش ببرید و در بعضی از موارد هم داستان و پایان بازی را تغییر می دهد؛ در واقع به این عناوین نقش آفرینی گویند. حال عناوین مختلف، بر اساس مقادیری که از عناصر نقش آفرینی دارا می باشند، می توانند تا حدی مخاطب را ارضاء کنند. Skyrim عنوانیست که در بخش گیم پلی توانسته بیشترین حد المان ها را در خود جای دهد و تا به امروز به عنوان کامل ترین عنوان نقش آفرینی پا به عرصه بازی های ویدیویی بگذارد.
در ابتدای بازی همانند سایر عناوین این سبک می توانید جنسیت شخصیت و نژاد او را انتخاب کنید و تغییراتی را بر روی چهره آن انجام دهید. بازی دارای دو دوربین مجزای اول شخص و سوم شخص می باشد که به دلخواه می توانید بین هرکدام از آنها سوییچ کنید. یک سری جادوهای خاص نیز در طول بازی به صورت خودکار برای شما در نظر گرفته شده که می توانید آن ها را انتخاب کنید که برخی از آن ها جنبه مبارزه ای دارند و برخی دیگر برای Healthing هستند و ... . یک سری از مجیک ها را می توانید از مدارس مخصوص یاد بگیرید. با ورود به این مدارس و صحبت کردن با افراد خاص، آن ها یک سری جادو به شما یاد می دهند که در پیش روی شما برای انجام ماموریت های مختلف کمکتان می کند؛ برای مثال می توانید یک Shout (فریاد) با نام Clear Sky را یاد بگیرید، از این Shout می توانید در قسمت های مه آلود استفاده کنید و با انجام آن، مه مقابل شما محو می شود.


در Shopهای مخصوص و مکان های ساخت سلاح هم می توانید اسلحه خود را خریداری و یا بسازید که هر کدام از آن ها دارای قدرت های خاصی می باشند. علاوه بر تجهیزات جنگی می توانید Armorهای مختلف جهت بالا رفتن Health و جلوگیری از آسیب جدی در مقابل ضربات را خریداری کنید. در طول بازی می توانید معجون های مختلف را دریافت کرده و یا با استفاده از فرمول ساخت آن ها، معجون های مد نظر خود را بسازید. برخی از این معجون ها برای Health پر کردن و برخی دیگر جهت پر کردن Stamina و ... به کار می روند.
همانند سایر عناوین نقش آفرینی می توانید با انجام کارهای مختلف و انجام ماموریت ها و همچنین کشتن دشمنان و اژدهاهای موجود در بازی، خود را Level Up کنید. با ارتقاء خود می توانید بخش های مختلفی نظیر Speaking، One Hand Armor، Two Hand Armor و ... را آپدیت کنید که با آپدیت هر کدام از آن ها قابلیت های شما بالاتر می روند؛ برای مثال با آپدیت Speaking، قدرت درکتان در صحبت هایی که انجام می دهید بالاتر می رود و می توانید حرف هایی را بزنید که طرف مقابلاتان را وادار می کند تا با شما کنار بیاید یا گزینه ای که در حین مکالمات باید انتخاب کنید را برای شما نمایان می سازد. همچنین هر بخش از شاخه های مختلفی تشکیل شده که از نمای دور می توانید بفهمید که هر شاخه مربوط به کدام نقطه از بخش مورد نظر می شود؛ برای مثال در One Hand Armor می توانید رشته های مربوط به بازو یا قسمت شمشیر را آپدیت کنید.
در Skyrim قادر به ازدواج کردن هم هستید. نکته جذاب تر اینجاست که در شهر کلیساهایی بنا شده اند که هنگام ازدواج می توانید در آنجا مراسم خود را برگزار کنید و به وسیله کشیش، پیوند زناشویی خود را محکم سازید. پس از ازدواج می توانید برای خود یک خانه خریداری کنید تا در آنجا به زندگی خود ادامه دهید و همچنین قادر به استخدام بادیگاردهایی هستید که از همسر و خانواده تان مراقبت کنند. اما یکی دیگر از نکاتی که قطعاً مخاطب را آزار می دهد این است که شخصیت اصلی بازی قادر به سخن گفتن نیست!


طبیعتی بکر میان کوهستان های سرد

تا چند سال اخیر بیشتر بازی های نقش آفرینی از گرافیک جالب و قابل قبولی بهره مند نبودند ولی رفته رفته این ضعف پوشانده شد تا بازی هایی همانند The Witcher 2: Assassin's Kings یا Dark Souls روانه بازار شدند و نشان دادند که یک عنوان نقش آفرینی هم می تواند از این حیث تکامل یافته باشد. حال نوبت به Skyrim رسیده تا عظمت خود را در این بخش به رخ رقیبان خود بکشد. بازی که تا قبل از عرضه اش اسم خود را بر سر زبان اکثر مخاطبین انداخته بود. گرافیک Skyrim جزء یکی از بهترین هاست. موتور گرافیکی بازی ساخته شرکت سازنده است و یکی از برتری های این موتور نمایش محیط های کوهستانی و نمایش ویژگی ها و جزئیات بالا در این نوع محیط ها می باشد.
طراحی چهره ها متوسط می باشند و هنوز جای کار دارند ولی طراحی پوشش ها و لباس های سربازان با آداب و رسوم مردمان آن زمان مطابقت دارد و تنوع در آن ها دیده می شود. طراحی Skyrim بسیار زیبا و دلچسب و البته با عظمت است به نحوی که اگر ساعت ها در آن به گشت و گذار بپردازید باز یک محیط جدید را خواهید یافت و از گشتن در آن دلسرد نخواهید شد، می توانید کوهستان های سرد و سرما کُش را بگردید تا بیابان ها و دشت ها.
نکته جالب دیگر که برای اولین بار در بازی های این سبک دیده می شود، استفاده از جانداران در جنگل هاست؛ در طول بازی شاهد دنبال کردن دو بچه روباه و بازی کردنشان با هم هستید و یا گوزن هایی که به محض دیدن شما ترسیده و فرار می کنند. سیستم آب و هوایی بازی نیز به خوبی طراحی شده و Skyrim را به یک محیط چهار فصل تبدیل کرده است. همچنین شاهد سیستم شب و روز نیز هستیم و همانند عنوان The Witcher 2: AK می توانید به صورت دستی هر بازه زمانی را که خواستید به وجود بیاورید و علاوه بر آن، با سفر کردن (Travel) از یک محیط به محیط دیگر می توانید بازه زمانی مد نظر خود را بوجود بیاورید.


شب های Skyrim بسیار زیبا هستند و می توانید به راحتی در آسمان صاف و یکدست آن ستاره ها را مشاهده کنید. طراحی درخت ها و خانه ها یا سایر مکان ها نیز در سطح قابل قبولی قرار دارند و همچنین آتش ها و یا وسایل در حال سوختن با جزئیات بالایی به نمایش گذاشته شده است و با نزدیک شدن به آن ها چشمانتان اذیت می شود، یا اگر از فاصله نسبتاً نزدیک به آن خیره شوید، وضوح تصویر پایین می آید. تنوع دشمنان یکی دیگر از آیتم های مثبت این نسخه می باشد؛ برخی از آن ها به شکل یک غول هستند، برخی گرگ و خرس و برخی دیگر موجودات عجیب و غریب و یا مردگان! با ضربه زدن به دشمنان آثار پاشیده شدن خون آن ها را می توانید مشاهده کنید ولی آزار دهنده ترین بخش اینجاست که در ضربات تمام کننده اگر سر دشمن را قطع کنید سرش از بدنش جدا نمی شود و یا اینکه با وارد کردن شمشیر خود در بدن دشمنتان، فقط شاهد ریخته شدن چند قطره خون هستید.
خُب، بد نیست کمی از باگ های گرافیکی نیز بگوییم که کم و بیش برخی از مخاطبان را آزار داده اند. برای مثال در برخی از مواقع در حین راه رفتن زیر پای شما خالی می شود و وارد زمین می شوید یا داخل دیوار می روید، البته تیم سازنده Patchهایی را برای رفع باگ ها عرضه کرده اند ولی باز همه آن ها از بین نرفته اند. گرافیک TESV: S هنوز جای کار دارد ...
هر عنوان نقش آفرینی که عرضه می شود باید تیم صداگذاری اش را ستود زیرا در اکثر این عناوین نمی توانید یک صدای تکراری پیدا کنید؛ هر شخصی اعم از زن و بچه گرفته تا مرد و پیرمرد، همه صدای منحصر به فرد خودشان را دارا هستند؛ Skyrim هم از این قائده مستثنا نیست و دارای بخش صداگذاری اختصاصی می باشد. صداهای به کار گرفته شده در محیط نیز دل انگیز هستند و مخاطب را با حال و هوای افسانه های آن زمان بیشتر آشنا می سازد، برای مثال در دهکده ها صدای آهنگری را می شنوید که در حال شمشیر ساختن است یا طویله خانه ها که مدام از آن ها صدای اسب ها به بیرون درز می کند.


در طول بازی نیز موسیقی هایی در نظر گرفته شده اند که بیشتر در مواقع جنگ نواخته می شوند و اغلب آنها تند و مهیج هستند به نحوی که باعث افزایش آدرنالین خونتان شده و حس جنگیدن را در شما بوجود می آورند.
به شخصه معتقدم که The Elder Scrolls V: Skyrim یکی از بهترین عناوینیست که تا به حال انجام داده ام. Skyrim عنوانیست که هرچقدر از آن بگوییم باز نکاتی فراموش خواهد شد چراکه با یک بازی نقش آفرینی کامل طرف هستیم. در این بازی شما حتی بدون انجام Questهای اصلی می توانید خود را سرگرم نگه دارید و تنها به Questهای فرعی دل ببندید و با کارهای مختلف خود را سرگرم سازید. اگر یک RPG باز هستید یا دوست دارید برای اولین بار این سبک را تجربه کنید، من به شما TES V: Skyrim را به عنوان اولین گزینه پیشنهاد می کنم.

امتیازات:

گیم پلی: 9گرافیک: 9نوآوری: 10صداگذاری: 10جذابیت: 10
امتیاز کل
: 9.5



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 22:53:20 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 6
موضوع : اخبار بازی (news),

  • ناشر: Ubisoft
  • سازنده: Ubisoft Montreal
  • سبک: Action Adventure
  • پلتفورم ها: PC | PS3 | X360
  • تاریخ انتشار: November 15, 2011


"
سال ها پیش، وقتی جوان بودم، آزادی داشتم، اما ندیدمش. به من زمان دادند اما نفهمیدم. من کسی برای دوست داشتن داشتم، ولی احساسش نمی کردم. سال ها گذشت تا این سه را درک کنم؛ عشق، آزادی و زمان." این جملات که در انیمیشن Assassin’s Creed: Embers آنها را شنیدیم، آخرین سخنانی بود که اتزیو بر زبان آورد. قهرمان پیر Spin-off جدید Assassin's Creed یعنی Revelations. بازی که بیشتر یک تجربه شخصی 3 نفره است. با ما تا پایان این مطلب همراه باشید.

5
سال پیش عنوان جدیدی از یوبی سافت با نام Assassin's Creed در حالی عرضه شد که کم کم تمامی بازی ها به دره تکرار و تقلید سقوط می کردند. عرضه AC باعث شد خون جدیدی به صنعت نیمه مرده بازی های آن سال ها تزریق شود و روحیه تازه ای به گیمر ها بخشد. بازی داستان دزموند مایلز Desmond Miles، متصدی باری را روایت می کرد که توسط شرکت Abestergo برای آزمایشات پیرامون Animus دزدیده شده بود. Animus پل ارتباطی دزموند با قرن 13 میلادی و جدش الطایر ابن الاحد (Altaïr Ibn-La'Ahad) شده و بازیبازان با این شخصیت نیز آشنا می شوند. در ادامه و با عرضه دومین نسخه، یوبی سافت شاخه جدیدی از داستان سری را رو می کند. این بار شخصیت اصلی، شخصیت خام و جوانیست به جای الطائر، یعنی اتزیو آدیتوره (Ezio Auditore). بازی با یک جهش خفیف زمانی نیز روبرو می شود و بیشتر از قبل هم مورد تحسین قرار می گیرد. بعد از موفقیت نسخه دوم، یوبی سافت تصمیم به ساخت یک Spin-off می گیرد (البته ساخت این نسخه از پیشاز عرضه نسخه دوم در برنامه بود). در هر حال Brotherhood ساخته می شود و یوبی سافت موفقیت دیگری کسب می کند.


سری Assassin's Creed چه برای طرفدارانش و چه برای سایر بازیبازان موهبت مسلمی بوده و اینجاست تا با Revelations داستان شخصیت افسانه ای اش را جاودانه کند. آیا یوبی سافت بازی موفقی ساخته؟ آیا Revelations به بزرگی همان نامی که یدک می کشد خوب است؟
یکی از دلایل اصلی موفقیت سری AC، پرداخت منحصر به فرد و جالب داستانی جذاب و در عین حال چند لایه و پرمحتوا بوده. در این نسخه هم همانند قبل، داستان نقش اساسی در بازی ایفا می کند و در واقع داستان برگ برنده Revelations است.
پس از اتفاقات پایان بازی Brotherhood، دزموند به دلیل اشعات Bleeding Effect به کما می رود و دو دوست او (شان و ریکا) او را به انیموس وصل می کنند. حالا دزموند وارد Black Room شده (که در بازی با نام Animus Island شناخته می شود) و در ابتدا با شخصی مرموز به نام Subject 16 آشنا می شود. در آن جا S16 به دزموند راه رهایی از این مخصمصه را می گوید؛ کاری که دزموند باید با پیداکردن خاطرات مشترک بین خودش، الطایر و اتزیو آن را عملی کند. دزموند به یکی از خاطرات اتزیو می رود. حالا اتزیو به ماصیاف (Masyaf) سفر کرده تا به کتابخانه ای در آن شهر مراجعه کند که الطیر مدت ها پیش اطلاعات مهمی در آن تعبیه کرده. پس از آن، اتزیو متوجه می شود راه ورود به این کتابخانه پیداکردن پنج کلید است. پس از یافتن اولین کلید، او متوجه می شود 4 کلید بعدی در قسطنطینه مخفی شده اند. پس به راه می افتد تا با پیداکردن این کلید ها، آخرین ماجراجویی خود را به پایان برساند.
در ادامه، زیر شاخه های متعددی به داستان افزوده می شوند؛ بازی تاج و تخت پادشاهی در قسطنطنینه، داستان الطایر بعد از کشتن المعلم، دست و پنجه نرم کردن دزموند با دنیای جدید و آشنایی با صوفیا. هر یک از این خرده داستان ها را بررسی می کنیم.


قبل از شرح رقابت شاهزاده های شهر قسطنطنینه بهتر است با شهر آن آشنا شویم. قسطنطنینه که از واژه Constantinople برداشت شده (واژه ای که به افتخار بنیانگذارش، کنستانتین بزرگ روم انتخاب شده) در ابتدا قرن ها تحت سلطه روم شرقی بود و سرانجام با رشادت سلطان محمد فاتح از سلطه آن خارج شد. کنستانتین شهر قسطنطنینه را مدت ها پایتخت خود قرار داد و بناهای بزرگ و ارزشمندی در آن ساخت. بعد از حمله سلطان محمد، شهر که حالا از امپراطوری عثمانی محسوب می شد، نوعی بافت اسلامی به همراه رگه هایی از تمدن رنسانس به خود گرفت. داستان Revelations در این قسمت در رابطه با درگیری ها و رقابت دو شاهزاده قسطنطنینه برای سلطنت است؛ شاهزاده سلیم و احمد. نقطه بعدی، آشنایی اتزیو با سلیمان پسر سلیم و اطلاعات حساسی که او به اتزیو می دهد است. سلیمان متوجه شده شخصی به نام Manuel Palaiologos قصد انهدام سلطنت و برپایی دوباره روم شرقی را دارد و در این راه از تمپلارها استفاده می کند.
پس از کشف هر کلید، سفر چند دقیقه ای با الطایر، شخصیت نخستین سری را تجربه می کنیم. نوع مبارزات، شخصیت ها، امکانات و تمامی ساختار این مراحل یادآور نسخه نخست است و تجدید خاطره خوبی با دوستاران قدیمی تر سری خواهد بود. ولی مهمترین نکته در این مراحل، حل رموز و ابهامات داستانی پس از پایان نسخه اول است. سرنوشت الطایر جزء جذاب ترین بخش های بازیست و تجربه اش هر چند کوتاه، دلنشین و به یاد ماندنی است.
اما یکی از بخش های جدید، امکان گشت و گذار در Animus Island است. در این بخش امکان سفر به خاطرات دزموند و حل چند معما وجود دارد. متاسفانه این قسمت شاید یکی از بدترین بدعت های نسخه جدید باشد. طراحی عجیب، غیر قابل درک و آماتورگونه بازی چنان ضعیف عمل می کند که گویی برادرزاده کارگردان بازی شبانه آن را ساخته و روی بازی پورت کرده!


پس از تم داستان، شاید مهم ترین علت محبوبیت سری Assassin's Creed شخصیت پردازی های قوی آن باشد. Revelations هم از این قائده مستثنی نیست. شخصیت پردازی اتزیو آنقدر در این سال ها مورد تمجید طرفداران بود که در بیشتر اوقات خود بازی را به زیر سایه اش می برد. شخصیت اتزیو با وجود تغییر زیادش نسبت به نسخه های قبل، همچنان دوست داشتنی و قابل احترام است. به غیر از الطایر که در موردش نکاتی هم ذکر شد، شخصیت های ریز و درشتی به بازی اضافه شده که هر کدام در شکل گیری یک داستان بزرگ و حماسی نقشی دارند. یکی از شخصیت های مهم این قسمت یوسف است، رئیس Assassinهای شهر و دوست اصلی اتزیو در این شماره. شخصیت دیگر صوفیا است، توریست ایتالیایی که رمزگشایی های زیادی برای اتزیو انجام می دهد. البته در این بین و همکاری نزدیک اتزیو با صوفیا، کم کم علاقه او به این شخصیت ریشه می دواند. البته نباید از اتزیوی 50 ساله رابطه بیشتر از رومانتیک های کلاسیک داشته باشیم. Revelations شخصیت های زیادی را خلق کرده تا مجموعه ای کم نظیر از یک داستان کامل در اختیار مخاطب قرار دهد؛ تلاشی که با پرداخت حماسی و منطقی بازی به ثمر می نشیند.
اگر از داستان پر بار بازی بگذریم، به گیم پلی می رسیم که یکی از عوامل مهم موفقیت سری است. این بار هم بازی از ترکیب چند المان تشکیل شده و در مجموع بازیباز را تا حدی راضی می کند، اما متاسفانه در حد همین "راضی کننده بودن" باقی می ماند و پایش را فراتر نمی گذارد. از بدو ورود به بازی با محیط Sandbox گونه ای (به مانند نسخه های قبلی) گونه ای روبرو ایم. باز هم می توان تا ساعت ها از سیستم پر و پیمان Looting استفاده کرد و سلاح، لباس و سلامتی تهیه کرد و از تجربه ملموس یک شهر بزرگ لذت برد و در کنار آن ماموریت های اصلی و جانبی بازی را انجام داد.
ماموریت های جانبی جدیدی هم اضافه شده اند؛ از مسابقه با داوطلبان عضویت در گروه تا پیاده سازی استراتژی های مختلف برای دفاع در برابر دشمن.


در یکی از مراحل، ماموریت این است که برای صوفیا چند گل مخصوص بچینید (!)، با اینحال مبارزات در Revelations به خاطر اصرار بیش از حد بازیساز به سینمایی شدن اثر، در این بخش حتی راحت تر از چیدن این گل هاست! با وجود اینکه این مشکل در برخی مواقع با وجود دشمنان سر سخت تر بازی تقریباً حل می شود، اما کلیت ساختار این مبارزات باعث شده یکی از نکات عطف بازی به هدر برود.
اما بازی چند نکته جدید هم در بر دارد. Eagle Vision به سیستم جدیدتری به نام Eagle Sense تبدیل شده و مسیر راه پیمایی نگهبانان و دشمنان را هم در اختیار بازیباز قرار می دهد.
اولین تفاوت Revelations با نسخه های قبل، Hook Blade است؛ وسیله ای که کل بازی را دستخوش تغییر قرار داده. با این وسیله که Yusuf در همان اوایل بازی به اتزیو پیشنهاد می کند، می توان به سرعت در شهر با Zipline ها) سیم هایی که در کنار پشت بام ها تعبیه شده) رفت و آمد کرد. همچنین Hook Blade بخش پلتفرمر را کاملاً تغییر داده، حالا پلتفرمینگ هم سرعت بهتری دارد و به راحتی انجام می شود. علاوه بر همه این موارد، Hook Blade در مبارزات تن به تن هم سلاحی تمام عیار است.
به غیر از Hook Blade، قابلیت جدیدی به نام Bomb Crafting هم به عنوان یکی از مهم ترین نوآوری های بازی وجود دارد. با این مکانیزم بازیباز توانایی ساخت نزدیک به 300 بمب را دارد و نکته مثبت اینجاست که هر یک از بمب ها با دیگری کاملاً متفاوت است. این بمب ها در جای جای شهر قابل تهیه هستند و در مبارزات و جنگ های مختلف کاربردهای بسیاری دارند. این ها و تغییراتی که حتی قابل ذکر هم نیستند باعث می شوند تا Revelations سرگرم کننده باشد، ولی تفاوت زیادی در تجربه با نسخه های پیشین ایجاد نکند.
در کل، تجربه Revelations پر از پستی بلندی است؛ برای مثال مراحل جستجوی کلید، سینمایی هستند و از ترکیب اکشن سریع و پلتفرمر چاشنی جالب و هیجان انگیزی درست می کنند. یا مرحله ای که با Fire Gun بر روی کشتی باید تمام دشمنان را نابود کرد هم از مراحل جالب توجه بازی است.


بازی در حالت چند نفره هم تفاوت چندانی با Brotherhood نکرده، البته 20 کاراکتر با پیشینه، توانایی ها و سلاح منحصر به فرد و چند نقشه جدید تجربه بهتری از BH در اختیار بازیباز قرار می دهند. دو مد اصلی بازی هم عبارتند از:

  • Deatmatch: مُدی که به عنوان پای ثابت اکثر Multiplayerها به شمار می رود. همانند نسخه قبل رویه بخش تعقیب و کشتن حریف است و با Pointهایی که از این طریق کسب می کنید، امکان خرید سلاح ها، لباس ها و زره های مختلف را دارید.
  • Artifact Assault: مُد جدید این نسخه که همان Capture the Flag معروف است و رویه مشابهی هم دارد؛ وارد شدن به محوطه دشمن و ربودن هدف. در مراحل تیمی این مد امکان revive هم تعبیه شده.


طراحی محیط های برفی در مراحل اولیه، با استفاده به جا و خوب از Motion Blur، نوید یک عنوان قوی از نظر گرافیکی را می دهد و همینطور هم هست. از دید گرافیکی، Revelations بهترین قسمت سری است. طراحی هنری بازی از همان ابتدا به همان قدرت نسخه های قبلی عمل می کند و به دلیل داستان حماسی تر، این نسخه حتی نمایش بهتری هم دارند. البته معماری های کلاسیک و اسلامی شهر قسطنطنینه به عنوان بستر طراحی های بصری این نسخه به خوبی به کار سازندگان آمده. در ادامه و ورود به شهر، با یک طراحی تکنیکی قوی روبروایم. Polygon (چند ضلعی ها) های دقیق با Anti-Aliasing (که وجه تمایزش Post process anti-aliasing ای است که مورد استفاده قرار گرفته) ممتاز فریم به فریم بازی؛ همه و همه روی 720p اجرا می شوند و جای هیچ حرفی باقی نمی گذارد. در این بین افکت آب پیشرفت قابل ملاحظه ای به خود دیده و افکت آتش هم پیشرفت هایی داشته. انیمیشن ها نیز همگی به خوبی ساخته شده و محیط هم مدلینگ خوبی داشته. تمامی این نکات با ارزش، با وجود Draw to Distance بالا و خوب بازی کامل می شود. با این حال فریم ریت چندان با ثبات نیست و در طول بازی با باگ های زیادی روبرو می شویم که بیشتر در طول مبارزات رخ می دهد و این باعث می شود گرافیک نمره کامل را دریافت نکند.


در حوزه صدا، Revelations عنوانیست فاخر، جدی و حماسی. چه در حوزه موسیقی که جسپر کید (Gears of War ، Hitman، Kane & Lynch، Borderlands) به همراه Lorne Balfe (همکار هانس زیمر بزرگ در عناوینی چون Modern Warfare 2، Crysis 2 و Skylanders: Spyro's Adventure موزیک هایی خلق کرده اند که شاید جزء برترین های نه تنها امسال، بلکه نسل باشند. دلیل موفقیت این ترک ها جدای تبهر بسیار بالای جسپر کید، بیشتر مرهون Lorne Balfe است؛ آهنگسازی که بیشتر ترک های این نسخه را ساخته و متاسفانه به ادامه مطلب ...

برچسب :

تاریخ : 22:49:42 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 6
موضوع : اخبار بازی (news),

  • سازنده: Rockstar North
  • سبک: Action Adventure
  • پلتفورم ها: TBA
  • تاریخ انتشار: TBA


اولین نسخه از سری Grand Theft Auto (به اختصار GTA)، در سال 1997 عرضه شد. مطمئناً این عنوان یکی از پر طرفدارترین سری ها و پر حاشیه ترین ها به حساب می آید، چراکه از همان ابتدا با مخالفت های گوناگونی از سوی سیاستمداران و فعالان اجتماعی، در کنار استقبال پر شور گیمرها روبرو شد. از آن سال تا کنون 4 نسخه اصلی و بیش از 13 نسخه اپیزودی برای پلتفرم های مختلف عرضه شده است. آخرین نسخه اصلی این سری نیز در سال 2008 روانه بازار شد و در این مدت شاهد حواشی بسیاری از این عنوان بوده ایم و در حال حاضر نیز مدت کوتاهیست که اولین تریلر از پنجمین نسخه از این سری رسماً منتشر شده است.

"
برای چی به اینجا اومدم؟ فکر می کنم به خاطر آب و هوا بود، یا، آه... نمیدونم، اون چیز، اون جادو ... شما اینو تو فیلم ها می بینید. من میخواستم از کارهایی که انجام داده بودم دست بکشم، میدونید، از اون، از اون نوع کارها. برای یک بار هم که شده یک مرد خوب باشم، یک مرد برای خانواده. بنابراین یک خونه بزرگ خریدم، به اینجا اومدم. تو فکر این هستم که یک پدر مثل همه پدرها باشم. بچه های من مثل بچه های تو تلوزیون بشن، با هم توپ بازی کنیم و جلوی آفتاب بشینیم؛ ولی، خب، می دونیم که چطوریه ..."
متنی که در بالا خواندید جملات کسی بود که به عنوان راوی این تریلر، توجهات بسیاری را به سوی خود جلب کرد. در ادامه نگاهی دقیق به جزئیات اولین تریلر GTA V و حواشی پیش آمده پیرامون بازی بعد از انتشار این ویدئو خواهیم داشت.


اسکی از روی دلار آمریکا؟
!
مطمئناً برایتان جالب است بدانید که سازندگان طرح لوگوی این قسمت از سری GTA را از روی 5 دلاری آمریکا در سال 1899 الگو برداری کرده اند. با در نظر گرفتن سناریوی اصلی این سری که محوریتش پول می باشد و با توجه به اینکه اشاره شده در این قسمت از GTA شاهد نقش پررنگ پول و معاملات مواد مخدر خواهیم بود، این نماد گرایی بسیار جالب به نظر می رسد. همچنین در یکی از وبسایت های خارجی در ارتباط با این موضوع چنین بیان شده بود که سازندگان با این کار سعی بر هماهنگ سازی طرح لوگو با مسائلی که در بازی به وقوع می پیوندد دارند. حال خودتان می توانید با این عمل سازندگان تعبیرات گوناگونی از این هماهنگی داشته باشید. در نسخه ای که از همان ابتدا در لوگوی آن رازهای زیادی نهفته است، می توان فهمید که این قسمت محتوای جالبی خواهد داشت.

بازگشت به
Los Santos !
بگذارید قبل از آنکه به داستان اصلی این قسمت اشاراتی داشته باشیم، نگاهی کلی به روایت داستان ها و نوع شخصیت پردازی در این سری بیاندازیم. بطور کل روایت داستانی این سری اینگونه است که یک فرد از قشر پایین جامعه با انجام ترورها، معاملات موارد مخدر، دزدی ها و ... به ثروتی عظیم دست پیدا می کند و از یک فرد فقیر یا خیلی عادی به یک فرد ثروتمند تبدیل می شود، البته باید در نظر داشت که تنها در یک یا دو نسخه از این سری اینگونه نبوده است. اما با توجه به اینکه تعداد بسیاری از روایت ها اینگونه بوده، بنابراین میتوانیم آن را سناریوی اصلی بازی در نظر گرفت. در ارتباط با شخصیت پردازی ها نیز باید اشاره به نوع رفتار و میزان احساسات آن شخصیت داشته باشیم که هرچه شماره نسخه ها بالا میرفت این احساساتی که در شخصیت اصلی بازی وجود داشت بیشتر میشد که خود باعث ایجاد زیبایی در بخش هایی از داستان بود. لازم به ذکر است که در تمام نسخه های این سری شاهد پرداختن به بسیاری از فسادهای دستگاه های حکومتی آمریکا بوده ایم که یکی از دلایل مخالفت هایی که در همان نسخه های اول GTA شده بود، به این موضوع بر می گشت.


اگر بخواهیم زمان رخداد این نسخه را از روی تریلر بازی حدس بزنیم، بازی در زمان حال (طبق گفته های یکی از نزدیکان Rockstar، سال 2012) به وقوع می پیوندد. تابلوهایی که در بازی نمایش داده شده اند نوید آن میدهد که بار دیگر به Los Santos خواهیم رفت. Los Santos یکی از سه شهر San Andreas سابق است؛ دو شهر دیگر، San Fierro و Las Venturas نام داشتند که به ترتیب از شهر های San Francisco و Las Vegas شبیه سازی شده بودند. چند خطی که در نیمه اولی تریلر توسط شخصیت بازی بیان می شد (در ابتدای مقاله ترجمه فارسی آن آورده شده)، بیانگر آن بوده که همانند نسخه های قبل در شهر دیگری زندگی می کردید و به دلایلی به Los Santos مهاجرت کرده اید که این دلایل هوای خوب و برخی ویژگی های دیگر شهر بیان شده بود.

Rockstar
در اولین اظهاراتش در مورد بازی رسماً اعلام کرده که GTA V در Los Santos و بخش های حومه که شامل مناطق روستایی، کوهستان ها و سواحل دریا می شود اتفاق می افتد و این ادعا را نیز کرده که این نسخه بزرگترین و جاه طلبانه ترین عنوانیست که این شرکت تا کنون ساخته و همچنین در ادامه این اظهارات بخش Online Multiplayer را هم تایید کرده است.

شخصیت های این نسخه
...
طبق گفته ها و برخی شایعت که بد نیست از آنها مطلع شوید، شخصیت اصلی بازی فردیست به نام آدریان که حدود 53 سال سن دارد. وی صاحب دو فرزند بوده که بعد از طلاق، دادگاه مسئولیت نگهداری از بچه ها را بر عهده مادرشان قرار می دهد. همچنین این شایعه نیز مطرح شده که علاوه بر آدریان، امکان آن وجود دارد که دو شخصیت دیگر را در بخش هایی از بازی به کنترل بگیرید. با توجه به اینکه هنوز بطور رسمی تایید نشده که کنترل چه فردی را در بازی بر عهده خواهیم گرفت و امکان چند شخصیتی در بازی وجود دارد یا خیر، در بعضی از وبسایت ها بیان شده بود که در بازی 3 شخصیت قابل انتخاب می باشند که هر کدام دارای یک داستان مجزا نسبت به یکدیگرند که البته این حرکت از سوی این سری و این سازندگان بعید به نظر می رسد، اما موضوع کنترل یک کارکتر دیگر در بخش هایی از بازی همچنان سر جای خود باقیست، زیرا در چند بازی آخر Rockstar این اتفاق افتاده است.


برخی دیگر از شایعات نیز نوید حضور برخی از شخصیت های نسخه قبلی را در این نسخه داده است (نیکو، شخصیت اصلی قسمت چهارم - برادران دسیلوا، سه برادر با نام های سایمون، کوین و آلبرت - پاتریک مکرئاری، وی در پایان قسمت چهارم به فرودگاه می رود)، اما در ارتباط با نقش آنها در داستان بازی هیچ گونه اطلاعاتی منتشر نشده و همین مقدار نیز بر اساس اطلاعاتیست که توسط یکی از کاربران انجمن Rockstar منتشر شده، اما مسئولین Rockstar سریعاً آن پست را حذف کردند.
اگر دقت کرده باشید، در پاراگراف های ابتدایی این مطلب گفته شد که محوریت داستان بازی حول پول و معاملات مواد مخدر می گردد، حال شایان ذکر است مدتی پیش سایت کوتاکو اطلاعاتی را از بخش داستانی این قسمت فاش کرده بود که اشاره به فساد در دادگاه ها و سیستم های بانکی داشت. با این اوصاف بار دیگر باید منتظر یک بازی کاملاً انتقادی از اوضاع اجتماعی حاکم بر امریکا بود.

از
L.A. Noire تا GTA V
بدون شک همه شما با فن آوری موشن اسکن آشنایی دارید. یک تکنولوژی فوق العاده کارآمد که این امکان را برای بازیسازان فراهم می کرد تا بتوانند انیمیشن های فوق العاده واقعی را از ریزترین حرکات صورت خلق کنند. این فن آوری برای اولین بار در بازی L.A. Noire مورد استفاده قرار گرفت و توسط خود سازندگان استودیوی Team Bondi با صاحب امتیاز بودن Rockstar تولید شد. یکی از حواشی ای که در ارتباط با GTA V نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کرد، استفاده از این تکنولوژی در این نسخه بود که در کنار محیط های پر جزئیات و طراحی ها و جلوه های بصری فوق العاده زیبا، وجود حالت واقعی چهره ها در بازی، گرافیک بازی را بدون نقص می ساخت. اگر در جریان بوده باشید، بعد از موفقیت این فن آوری با پیاده سازی اش بر روی L.A. Noire، راک استار اعلام کرد که سعی بر این دارد تا این فن آوری را کامل تر کند و علاوه بر چهره، حرکات کل بدن به انیمیشن ها منتقل شود. اگر در این قسمت از GTA از حالت تکمیل شده این فن آوری استفاده شود، این بازی از جمله اولین عناوینی خواهد بود که در خلق انیمیشن های کاملاً واقعی و طبیعی حرف اول را میزند. اما هنوز این موضوع در حد یک شایعه است و باید منتظر تایید های Rockstar باشیم.


نگاهی دقیق تر به اولین تریلر

  • در صحنه اول یک سگ را در ساحل مشاهده میکنیم.
  • جزئیات بهبود یافته است و مدل های مختلفی از عابرین پیاده را مشاهده می کنیم.
  • یک بالن در صحنه های مختلف دیده می شود.
  • در صحنه ای شاهد بازی کردن گلف بوده ایم که به احتمال خیلی زیاد یکی از مینی گیم های بازی خواهد بود.
  • یک جت اسکی نیز در تریلر مشاهده شده است.
  • در صحنه ای سه نفر با کوله پشتی به کوه رفته اند که نشان دهنده مناطق پر جزئیات کوهستانی در بازی است.
  • اتومبیل های لوکس و تیونینگ شده در تریلر مشاهده شده است.
  • بر روی پلاک های اتومبیل ها عبارت San Andreas درج شده است و تمام پلاک ها یک شماره خاص دارند.
  • نمای نزدیکی از پلاک ها نظر شما را به برچسپی جلب میکند که عبارت Oct بر روی آن نوشته شده است که این موضوع می تواند تاریخ عرضه بازی در ماه اکتبر 2012 باشد.
  • وسایل نقیله بیشتر و گوناگونی در تریلر دیده شده است.
  • هواپیماهای مختلفی به بازی بازگشته اند و به احتمال قوی می توان از آنها استفاده کرد.
  • در تریلر مشاهداتی از ساخت و ساز ساختمان هایی شده که به نظر می رسد فرد گیمر بتواند با پرداخت هزینه ساخت، از سود آن بهره مند شود.

  • در تریلر فردی را مشاهده می کنید که در حال نصب تابلویی برای فروش خانه اش می باشد. جزئیات در این صحنه بسیار فوق العاده می باشد؛ دوچرخه، شلنگ باغبانی، سطل زباله و ... این موضوع می تواند بازگشت امکان خریدن خانه های بیشتر را در بازی به همراه داشته باشد.
  • شعار "حفاظت و خدمت" که بر روی اتومبیل های پلیس در شماره های قبلی نوشته شده بود به "اطاعت و زنده ماندن" تغییر کرده است.
  • تریلر با عبور یک هواپیما از بالای Vinewood که اشاره به Hollywood دارد به پایان می رسد.


از هم اکنون می توان پیشبینی کرد که قسمت پنجم GTA همانند نسخه های قبلی اش به موفقیتی عظیم دست پیدا خواهد کرد. تمام اطلاعاتی که در این مقاله ذکر شده اند فقط در حد یک شایعه می باشند و هنوز هیچ تاییدی از سوی شرکت سازنده نشده است؛ بنابراین باید منتظر اخبار تکمیلی از سوی سازندگان باشیم. در ارتباط با تاریخ عرضه بازی نیز هیچ گونه اطلاعاتی منتشر نشده اما حواشی نشان می دهد که سال آینده می توانیم این عنوان را بر روی سه پلتفرم X360، PS3 و PC تجربه کنیم، البته احتمال اینکه نسخه PC به نسبت نسخه کنسول ها همانند نسخه های سابق چند ماه دیرتر عرضه شود و یا همانند Red Dead Redemption اصلاً عرضه نشود نیز وجود دارد.


  • ناشر: Rockstar Games



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 22:47:04 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 6
موضوع : اخبار بازی (news),

  • ناشر: Electronic Arts
  • سازنده: BioWare
  • سبک: Action Role-Playing
  • پلتفورم: PC | PS3 | X360
  • تاریخ انتشار: March 6, 2012


در سال 2007، شرکت BioWare با عرضه بازیMass Effect بار دیگر موجودات فضایی و سیارات ناشناخته را بر سر زبان‌ها آورد. این استودیو توانست با ساخت دنیایی زیبا و شخصیت پردازی و داستانی جذاب و همینطور سبک Action-RPGِ خود تعدادی از طرفداران بازی‌های اکشن و نقش‌آفرینی را جذب کند. پس از عرضه شماره 2 و کسب جوایز متعدد و نقدهای خوب، این سری به حدی محبوب شد که تعداد زیادی کمیک و رمان برای آن منتشر شد و به تازگی ساخت فیلمی بر اساس نسخه اول این بازی نیز تایید شده است. سازندگان پس از معرفی آخرین شماره از این سه‌گانه، تبلیغات زیادی انجام دادند و هر از گاهی اطلاعاتی از بازی نیز فاش می کنند. تبلیغات به اندازه‌ای است که شرکت BioWare این نسخه را بهترین بازی تولید شده توسط خود می‌داند!


مطمئناً از جذاب‌ترین ویژگی‌های این سری داستان زیبای آن است. داستان نسخه سوم در ادامه شماره‌ی پیشین می‌باشد (البته بهتر است داستان را در ادامه آخرین بسته الحاقی یعنی Arrivals بدانیم). داستان از جایی شروع می‌شود که فرمانده شپرد به دلایلی به زمین می‌آید اما در این حین گونه پر رمز و راز Reaper با نهایت توان خود به زمین حمله می‌کند و شپرد نیز مجبور به فرار از زمین می‌شود تا با به دست آوردن متحدینی برای خود، زمین و کل کهکشان را نجات دهد؛ البته چگونگی نجات زمین قطعاً به انتخاب‌های شما وابسته است. داستان این شماره جزئیات بیشتری دارد و به رمان‌های این سری نیز توجه شده است، به عنوان مثال سازندگان فاش کردند که Illusive Man که در شماره قبل فرمانده شپرد را زنده کرده بود، این بار قصد کشتن او را دارد. انتظار از داستان این نسخه بسیار بالاست و از قرار معلوم با داستان پیچیده‌تری نسبت به قبل روبرو هستیم.
در این بازی همانند شماره 2 می‌توانید ذخیره نسخه پیشین را به این نسخه انتقال دهید. سازندگان گفته‌اند که حتی تصمیمات شما در نسخه 1 در چگونگی پایان این نسخه تأثیر بزرگی خواهد داشت و در کل در این نسخه تصمیمات شما تأثیرگذارتر هستند و پایان بازی از یک پایان خیلی بد تا یک پایان خیلی خوب متغیر است. البته سازندگان به فکر کسانی که برای بار اول قصد انجام این سری را دارند نیز بوده‌اند و همانند نسخه PS3 شماره 2، قسمتی به نام Previously on Mass Effect وجود دارد که وقایع دو نسخه قبل را به طور کمیک گونه‌ای روایت می‌کند و به شما فرصت تصمیم گیری در قسمت‌های حساس نسخه‌های پیشین داده می‌شود.
در این نسخه احتمالاً با اکثر شخصیت‌های گذشته (در صورت زنده ماندن) روبرو می‌شویم ولی فعلاً فقط شخصیت‌های زیر به طور رسمی تایید شده‌اند:

Illusive Man
،Garrus Vakarian ،Liara T’Soni ،Legion ،Urdnot Wrex ،Mordin Solus ،Ambassador Udina ،Captain Anderson ،Tali'Zorah ،Jack ،Zaeed Massani ،Jacob Taylor ،Miranda Lawson و بر اساس انتخاب شما در نسخه اول Kaidan Alenko یا Ashley Williams نیز حضور دارند. البته شخصیت‌های جدیدی نیز در این نسخه معرفی می‌شوند؛ از جمله James Vega (همان شخصیتی که در اولین تریلر CG منتشر شده او را در برج ساعت لندن دیدیم)، همچنین حضور شخصیت‌هایی از رمان‌ها و کمیک‌های این سری نیز تایید شده، به عنوان مثال Kai Leng که در کتاب Mass Effect: Retribution حضور داشت.


سبک بازی همچنان Action-RPG خواهد بود ولی این‌بار سازندگان سعی کرده‌اند که هم قسمت اکشن بازی را بهتر کنند و هم دوباره قسمت نقش آفرینی را که در نسخه دوم بسیار کم رنگ شده بود، پررنگ‌تر سازند و انتظار دارند با این تغییرات طرفداران بیشتری کسب کنند (البته هنوز المان‌های اکشن بازی بیشتر خواهد بود و تغییرات صورت گرفته بیشتر در بخش اکشن می‌باشد).
سیستم پناه گیری بازی دچار تغییراتی شده و این بار همانند GeoW به راحتی می‌توانید بین جان پناه‌ها تغییر مکان دهید و یا قبل از رسیدن به جان پناه می‌توانید با شیرجه زدن پناه بگیرید. البته سازندگان گفته‌اند که قرار نیست همانند GeoW در همه جا جان پناه وجود داشته باشد.
در این نسخه نبرد های تن به تن نیز اضافه شده است. این کار با وجود Omni-Blade (خنجری که به Omni-Tool اضافه شده است) امکان پذیر است که در نزدیکی دشمن می‌توانید از آن استفاده کنید و همچنین می‌توانید با این خنجر همانند سری AC دشمنان خود را از پشت به صورت مخفیانه نابود کنید. البته از اسلحه‌ی خود نیز در نبرد تن به تن نیز می‌توانید استفاده کنید. نکته قابل توجه این است که این مبارزات تن به تن برای هر کلاس متفاوت است و حتی گفته شده که Omni-Blade ها نیز برای هر کلاس منحصر به فرد است. این بار تمامی کلاس‌ها حق اجازه از همه اسلحه‌ها را دارند ولی محدودیت حمل اسلحه وجود دارد و تنها کلاس "سرباز" حق داشتن هم‌زمان تمامی اسلحه‌ها را دارد.
کلاس جدیدی به نام Heavy Melee نیز معرفی شده که ویژگی‌های آن هنوز مشخص نشده است. به علاوه به کلاس‌های قبلی ویژگی‌های جدیدی اضافه شده است، به عنوان مثال فعلاً تایید شده که کلاس Engineer توانایی ساخت جان پناه دارد. سازندگان قول دادند که در این شماره تفاوت‌های بیشتری برای کلاس‌های مختلف ایجاد کنند تا شما را وادار به تکرار بازی با کلاس‌های مختلف سازند.
در این نسخه دوباره نارنجک وجود دارد، البته نحوه‌ی استفاده از آن با شماره 1 تفاوت‌هایی دارد و همانند اغلب بازی‌های اکشن شده است. ویژگی دیگری که از شماره اول به این نسخه بازگشته، قابلیت ارتقای اسلحه می‌باشد. البته این بار مکانیزم ارتقاء اسلحه‌ها تغییر کرده است و همانند Dead Space در محیط بازی میزهایی وجود دارد که شما اسلحه‌ی خود را بر روی آن‌ها ارتقاء می‌دهید و می‌توانید دوربین و لوازم جانبی دیگر به اسلحه خود اضافه کنید که باعث افزایش قدرت‌های مختلف اسلحه‌ی شما می‌شود. همچنین این بار شما می‌توانید اسلحه‌ی دشمنان را بردارید و از آن‌ها استفاده کنید. همچنین گفته شده سیستم اسکن سیارات دچار تحول شده و همچنین اشیاء بیشتری برای دزدیدن (برداشتن) وجود دارد.


اگر شما از علاقه مندان سبک نقش آفرینی باشید، مطمئناً از سیستم ارتقاء توانایی‌های شماره 2 بسیار ناراحت شده بودید، ولی این بار این سیستم بیشتر به بازی‌های نقش آفرینی اصیل شبیه شده است و از ساختار درختی در آن استفاده شده و نسبت به قبل وسیع‌تر شده است. به عنوان مثال در حال ارتقاء یکی از قابلیت‌هایتان مجبورید که از بین اینکه مدت زمان آن را بیشتر کنید یا قدرت آن، یکی را انتخاب کنید. البته از آنجایی که اکشن بازهای زیادی نیز طرفدار این سری هستند، هنوز می‌توانید به صورت خودکار توانایی‌هایتان را ارتقاء دهید.
هوش مصنوعی در این شماره پیشرفت قابل توجهی کرده. دشمنان شما توانایی پناه گیری دارند و متحدتر و حساب‌شده‌تر حمله می‌کنند و شما را بیش از پیش به چالش خواهند کشاند. دشمنان این نسخه از تنوع بیشتری نیز برخوردار خواهند بود. این‌بار Huskها (موجودات زامبی مانند) نیز تنوع دارند و دیگر فقط شامل گونه انسان‌ها نمی‌شود. از آنجایی که Cerberus قصد کشتن فرمانده شپرد را دارد، دشمنانی جدید و با تجهیزات پیشرفته نیز در مقابل شما قرار دارند که شما را به چالش بیشتری می‌کشانند. Reaperها که در این نسخه نقش پررنگی دارند به صورت مستقیم با آن‌ها مبارزه خواهید کرد که احتمالاً از جذاب‌ترین قسمت‌های اکشن بازی خواهد بود و پتانسیل ایجاد تنوع در گیم پلی بازی را دارد، به عنوان مثال در یکی از قسمت‌ها شما باید سوار بر یک هاورکرافت با استفاده از یک مسلسل با یک Reaper بجنگید. در این شماره هر دشمن نقطه ضعف خاص خود را دارد و شما باید سعی کنید این نقاط ضعف را تشخیص دهید و همانند Dead Space بعضی از دشمنان را می‌توانید قطعه قطعه کنید و به عبارتی دشمنان پویاتر آسیب می‌بینند. همچنین این‌بار می‌توانید از محیط نیز برای نابودی دشمنان استفاده کنید.
در این شماره X360 داران می‌توانند از کینکت خود نیز استفاده کنند! البته در نمایش‌هایی که تا به امروز انجام گرفته فقط از تکنولوژی تشخیص صدای کینکت استفاده شده است و شما می‌توانید برای انتخاب جمله مورد نظر خود در خلال دیالوگ ها، آن را بخوانید. مطمئناً ویژگی گفته شده زیاد کارایی ندارد (مخصوصاً برای ما ایرانیان فارسی زبان) و همان انتخاب مکالمه‌ها از طریق دسته راحت‌تر است. نکته‌ای که شاید شما را به استفاده از کینکت تشویق کند این است که در حین مبارزه نیز می‌توانید با صحبت کردن به افراد خود دستور داده و آن‌ها را راهنمایی کنید و با این کار دیگر نیازی به توقف بازی و دستور دادن به آن‌ها ندارید که باعث بیشتر شدن سرعت و هیجان بیشتر بازی می‌شود. البته از آنجایی که سیستم تشخیص صدا نیازی حتمی به کینکت ندارد و حتی قبل از کینکت بازی‌هایی چون End War با این قابلیت وجود داشتند، امیدوارم سازندگان این قابلیت را بر روی دو کنسول دیگر نیز قرار دهند.


منتقدانی که تا کنون بازی را از نزدیک انجام داده‌اند به یک نکته ناراحت کننده اشاره کرده‌اند: چینش دکمه‌ها زیاد مناسب نیست، به عنوان مثال دکمه دویدن و پناه گرفتن و ضربات تن به تن همگی با یک دکمه (در X360 دکمه A) صورت می‌گیرد که در بعضی مواقع باعث مشکل می‌شود و فرمانده شپرد نمی‌تواند به درستی به خواسته ذهنی شما پاسخ دهد. البته سازندگان خود به این مشکل اشاره کردند و سعی در رفع آن دارند.
در این نسخه دوباره از موتور Unreal استفاده شده ولی سازندگان 6 ماه تمام در حال بروز رسانی این موتور بودند و تکنولوژی‌های جدیدی به آن اضافه کردند. مهم‌ترین پیشرفت گرافیکی مربوط به نور پردازی بازی می‌باشد که واقعاً چشم نواز کار شده است. کیفیت بافت‌ها و طراحی صورت و موارد دیگر نیز بهبود یافته‌اند. نکته‌ی قابل توجه بزرگ بودن محیط‌ها است که به طرز باورنکردنی بسیار شلوغ کار شده و از این نظر بی نظیر است. فرض کنید در یک صحنه تعداد زیادی Reaper (با طولی بین 500 متر تا 2 کیلومتر!) در حال نابود کردن ساختمان‌های روی زمین هستند و شما هم در حال مبارزه با سیلی از دشمنان هستید و همه این‌ها به بهترین شکل ممکن و هم‌زمان به تصویر کشیده می‌شوند. سازندگان در طراحی محیط‌ها زحمت زیادی کشیدند و محیط‌های جدید بسیاری به بازی اضافه شده، از شهر های روی زمین مانند لندن گرفته تا سیاره خانگی گونه‌های دیگر و حتی سیاره مریخ که هر کدام حال و هوای خاص خود را دارند.
انیمیشن‌ها نیز پیشرفت بسیار زیادی کرده‌اند. اگر فقط به انیمیشن‌های جدیدی که برای فرمانده شپرد تهیه شده است دقت کنید متوجه می‌شوید که سازندگان در این زمینه به هیچ وجه کم کاری نکرده‌اند؛ این‌بار فرمانده شپرد می‌تواند شیرجه بزند (غلت بزند)، داخل حفره‌ها بپرد و یا از نردبان‌ها بالا رود. انیمیشن دویدن هم دچار تغییر شده و علاوه بر انیمیشن، مدت زمان دویدن هم افزایش یافته است. به همه این‌ها انیمیشن‌های مربوط به مبارزات تن به تن هم اضافه کنید، حالا متوجه تحول عظیم در انیمیشن‌ها شدید. البته نکته ناراحت کننده، کاهش فریم در بعضی از صحنه‌های شلوغ است که امیدواریم تا زمان عرضه که زمان زیادی هم هست، این مشکل رفع شود.
در مورد صداگذاری شخصیت‌ها بر اساس دو نسخه پیشین و دیگر کارهای BioWare احتمالاً با یک شاهکار دیگر روبرو هستیم. صداگذاری اسلحه‌ها این‌بار پیشرفت زیادی کرده‌اند و دلیل آن کمک گرفتن سازندگان از استودیوی DICE است و از تکنولوژی‌هایی که برای بازی Battlefield 3 استفاده شده، استفاده شده است تا صداگذاری اسلحه‌ها نیز بی نظیر باشد. این بار آهنگ‌ساز بازی عوض شده و آقای Clint Mansell (آهنگ‌ساز فیلم‌هایی همچون Requiem for a Dream ،The Fountain ،The Wrestler و Black Swan) آهنگ‌ساز این نسخه می‌باشد. بر اساس تریلرهای منتشر شده، ظاهراً این آهنگ‌ساز کار خود را خوب انجام داده است و توانسته است جو اصلی این سری را حفظ کند.


بارها شرکت سازنده وجود هر گونه بخش چند نفره را در این بازی تکذیب کرده است ولی به تازگی دوباره شایعات زیادی پخش شده است و یکی از مجلات اعلام کرده است که در شماره‌ی بعدی خود اطلاعاتی از این بخش منتشر خواهد کرد. به شخصه امیدوارم که سازندگان اگر ایده‌ی مناسب و جدیدی برای این بخش ندارند، این بخش را به بازی اضافه نکنند و مطمئناً به دلیل وسعت بخش تک نفره نیازی هم به این قسمت نیست. البته به جز بخش چندنفره، شایعات زیاد دیگری نیز پخش شده از جمله جنگ با سفینه، ولی چون هنوز هیچ کدام تایید رسمی نشدند، من هم سخنی از آن‌ها به زبان نمی‌آورم.

حال کار دیگری نمی‌توانیم کنیم جز انتظار تا 6 مارس 2012 که این بازی بر روی سه پلتفرم اصلی به صورت هم‌زمان منتشر شود و ببینیم که آیا سازندگان واقعاً در مورد اینکه این بازی بهترین نسخه این سری خواهد



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 14:32:49 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 7
موضوع : اخبار بازی (news),

  • ناشر: Rockstar Games
  • سازنده: Rockstar Studios
  • سبک: Third-Person Shooter
  • پلتفورم ها: PC | PS3 | X360
  • تاریخ انتشار: March 2012


بدون شک Max Payne یکی از گنجینه های این صنعت است، بازی که علاوه بر ماهیت شوتینگ و دلچسبش، بازیبازها را تحت تاثیر خود قرار می داد. در واقع Max Payne یکی از اولین نمونه های شوتر بود که در شریانش احساسات گرمی جریان داشت و این دستاورد را تا پایان، ناب و تازه نگه می داشت. اما این بار قصه کاملاً عوض شده؛ این بار نه Remedy و سم لیک بلکه Rockstar در حال ساخت Max Payne جدید است. در نتیجه انتظار تغییر بازی، چندان دور از ذهن نیست.داستان MP3 حدود 12 سال بعد از نسخه دوم شروع می شود؛ مکس به کمک دوست قدیمی اش Raul Passos (که قبلاً در New York Police Academy با او آشنا شده بود) از نیویورک به Sao Paolo (سائوپائولو) فرار می کند (هنوز مشخص نیست او به چه دلیلی از شهر فرار کرده و به برزیل رفته). او در برزیل به عنوان مامور امنیتی و محافظ شخصی یکی از ثروتمندان شهر با نام Rodrigo Branco استخدام می شود. Rodrigo یکی از بزرگترین خلافکاران شهر است و این دست مایه اصلی بازی است؛ مکس از یک سو وارد کشمکش های باندهای مختلف در سائوپولو می شود، از سوی دیگر محافظ رئیسش Rodrigo و خانواده اش است و از سوی دیگر باید خاطرات تلخ گذشته را فراموش کند.


اما ماموریت اصلی مکس زمانی آغاز می شود که همسر Rodrigo، توسط یکی از باندهای شرور شهر (The Comando Sombra) برای به دست آوردن احترام باندهای دیگر به گروگان گرفته می شود. Rodrigo و برادرانش به مکس توصیه می کنند که کاری نکند و فقط پول را به دزدان برساند، اما مکس هیچ وقت اینکار را نمی کند. در عوض او آماده یک جنگ تمام عیار می شود.مکس پین 3؛ این ترکیب نامتعارف

MP3
در سائوپائولو رخ می دهد، شهری با 20 میلیون جمعیت، اقشارهای مختلف و فاصله های ناامید کننده طبقاتی؛ همراه با رقص های معروف Baile Punk کوچه بازاری اش و مردمی که زندگیشان با درد، رنج و نا آرامی عجین شده. Rockstar برای شبیه سازی هر چه بهتر این شهر یک تیم 10 نفره به برزیل فرستاده و آن ها محله های متفاوت این شهر، خیابان ها، کوچه ها و مردم را اسکن کرده اند، کاری که Remedy قبلاً تست کرده بود و نتیجه عالی بود (آن ها تیمی از فنلاند به نیویورک فرستادند و خیلی از محلات را اسکن کردند).

Max Payne
علاوه بر نکات عطف یاد شده، چند نکته مهم دیگر دربر داشت؛ اولی فضای نوآر؛ این بازی کوچه های تاریک و تنگ، برف و سرما، قهرمان سیاه و صدها شاخصه نوآر دیگر را دربرداشت. اما همه این فضاها، به لطف شهر نیویورک امکان پذیر بود. سوال اصلی اینجاست که آیا R* توان پیاده سازی این فضا را در شهری مثل سائوپائولو دارد؟ البته R* قول داده با ساختمان ها و محلات این شهر یک حس خالص نوآر اضافه کند. آن ها می گویند این اتفاق با وجود مخروبه های شهر و بناهای تاریک امکات پذیر است. باید دید R* از پس این کار به خوبی برخواهد آمد؟
یکی دیگر از دغدغه های داستانی بازی، به خلاء 12 ساله مکس مربوط می شود. ما 12 سال قبل مکس را دیده ایم؛ یک قهرمان ایده آل و دوست داشتنی با خاطرات تلخ و زندگی سخت. اما این بار او پیرتر شده، خیلی بدبین تر از گذشته است، اضافه وزن دارد، الکلی است و به مسکن اعتیاد پیدا کرده. حتی در قسمتی از بازی، تصمیم می گیرد موهای خود را از ته بتراشد! (اتفاقی که ماه هاست بحث داغی برای سایت ها و فروم های مختلف بازی شده) ما کاملاً با این مکس غریبه ایم. تنها راه حل فلش بک هایی است که به احتمال بسیار زیاد در بازی وجود خواهند داشت، فلش بک هایی که ناگفته های 12 ساله مکس را بازگو کنند.


دومین مشخصه شاخص Max Payne، روایت کمیک مانند و زیبای آن بود، اینبار اما، R* میان پرده های in game را ترجیح داده. به گفته آن ها با این میان پرده ها، ارتباط بازیباز با قصه روان تر و بهتر است. ولی از طرف دیگر حذف این روایت تصویری، خیلی از طرفداران مکس را دلسرد کرده، باید دید R* در این مورد چه خواهد کرد.به سلامتی مکس!
گیم پلی در MP3 با وجود اطلاعات کمی که از آن فاش شده، به نظر نمی رسد تفاوت چندان زیادی با نسخه های قبلی خود داشته باشد. بازی هنوز هم یک شوتر سوم شخص است و اکثر شاخصه های این سبک را در خود جای داده. علاوه بر این مکس توانایی حمل سه اسلحه همزمان و استفاده از 2 اسلحه متفاوت همزمان را خواهد داشت. سنگر گیری هم دقیق تر شده و شلیک کور هم در بازی وجود دارد. مبارزات تن به تن هم خیلی کارآمدتر از گذشته شده. طبق شنیده ها بخش آنلاینی هم در بازی تعبیه شده. خدا به خیر کند!سومین مشخصه Max Payne هم که بخش گیم پلی را به طور کلی تحت الشعاع خود قرار می داد، Bullet-Time بود. با BT می توانستید با چند ثانیه Slow-Motion شیرجه بزنید و چند دشمن را به راحتی بکشید. این المان نه تنها بازی را خیلی سینمایی تر می کرد، بسیار کارآمد هم بود. در نسخه جدید این قابلیت با کمی تغییر وجود خواهد داشت. در MP3 به جای Bullet-Time المان مشابهی با نام Environmental Bullet-Time وجود دارد و علاوه بر کارایی فوق، به مکس این اجازه را می دهد که قبل از بلند شدن پس از شیرجه از زمین به دشمنان شلیک کند.برزیل زیبا، برزیل زشت
از منظر گرافیکی هم، MP3 عنوان بدی به نظر نمی رسد. با وجود دور شدن از اصل تیره بازی و با توجه به تغییر شهر، تم بازی هم دستخوش تغییر شده و بیشتر شبیه آثار قبلی خود R* است تا تم های روانشناسانه Remedy. موتور بازی RAGE است که پیش از این قدرت بالای خودش را در رندر بافت های مختلف در GTA IV و Red Dead Redemption نشان داده. سطح توجه به کیفیت بافت ها با توجه به تصاویر موجود بسار قوی و تحسین برانگیز به نظر می رسد. انیمیشن های بازی هم که با کمک موتور قدرتمند NaturalMotion's Euphoria ساخته می شوند. اما مهم ترین نکته در MP3 استفاده از Motion Capture و ضبط صدها ساعت از حرکات و عکس العمل ها است. با توجه به این نکته بازی دارای واکنش های طبیعی اشخاص مختلف خواهد بود. به گفته سازندگان حتی واکنش دشمنان هم بسیار طبیعی شده، برای مثال در صورت شلیک به دست دشمنان، توانایی حمل سلاح را از آن ها می گیرید و با شلیک به پای آن ها، آن ها را متوقف می کنید.


مانند اکثر بازی های شوتر روز، MP3 هم تخریب پذیری قابل توجهی دارد و سازندگان قول تخریب پذیری های طبیعی را داده اند که سهم ویژه ای هم در گیم پلی داشته باشد.خبر خوب دیگر هم بازگشت James McCaffrey به عنوان صداپیشه مکس است. سازندگان حتی از او به عنوان منبع الهام برای طراحی مدل مکس استفاده کرده اند.

Rockstar
بازی را به 4 شعبه اش در تورنتو، لندن، ونکوور و نیو اینگلند سپرده و طبق شنیده ها بیش از صد میلیون دلار هم برای بازی خرج خواهد کرد. این دست و دلبازی و اختصاص این همه انرژی برای طرفداران خوشحال کننده است، ولی زمان طولانی نیاز است تا بتوانیم به مکس جدید عادت کنیم، به امید آن روز!



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 13:57:47 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 7
موضوع : بازی psp,



ادامه مطلب ...


برچسب :
تاریخ : 13:54:43 - 1390/11/9 | نویسنده : parsa sam | تعداد بازدید : 9
موضوع : بازی psp,



ادامه مطلب ...


برچسب :


صفحه 1 از 2  1 2